نظم جهاني ـ توسعه ايراني
انديشه برنامه و توسعه برنامه اي كم و بيش از طريق ارتباطات خارجي و در نخستين گامها از طريق كارشناسان بانك جهاني ترميم و توسعه شكل گرفت، چرا كه بعد از جنگ جهاني دوم جهاني، به موج فراگير جهاني تبديل شده بود و البته ريشه هاي ملي هم داشت.
برنامه ريزي موفق، مستلزم آمادگي فرهنگ عمومي و جاري و استقلال برنامه ها از مديريتهاي ناپايدار است و همينطور اصلاح ساختار اداري حكومت كه بتواند زمينه هاي مشاركت فراگير و رانتهاي خاص و غيرعادلانه را فراهم كندكه خوشبختانه در برنامه سوم توسعه كشورمان، بطور جدي به پارامترهايي همچون اصلاح ساختار اداري و مديريت، ساماندهي شركتهاي دولتي، خصوصي سازي، تنظيم انحصارات و رقابتي كردن فعاليتهاي اقتصادي و… جهت كاهش تصديگري دولت (قانون برنامه سوم توسعه) اشاره شده است.
جهاني شدن براي همسويي برنامه هاي توسعه دولتها زمينه هاي مناسبي فراهم مي كند. تنظيم برنامه باتوجه به نسخه هاي بين المللي بدون سابقه هم نيست. نمونه هايي از اين دست را مي توان (صرفنظر از كارآيي يا ناموفق بودن آنها) ذكر كرد: اگر به تاريخ برنامه ريزي مراجعه كنيم، ردپاي كارشناسان شركت مورسيون را در سالهاي ۱۳۲۵ و ۱۳۲۶ و ارائه گزارش «توسعه و عمران ايران» مي بينيم. دو دهه قبل از ايران هم اقتصاد شوروي صاحب برنامه شده بود و هندوستان و چين هم همزمان رويكرد برنامه اي داشتند.
فرانسه هم پس از جنگ دوم، برنامه معروف به «مونه» را آغاز كرد و برنامه منطقه اي «تنسي ولي» هم در آمريكا تجربه شد (ويژه نامه نيم قرن برنامه توسعه) و جالب آنكه همان اكيپ «دره تنسي» براي تنظيم برنامه توسعه خوزستان به ايران دعوت شد.
فرآيند جهاني شدن شرايط جديدي براي برنامه ريزي فراهم مي كند طوري كه بايد مراقب بود در ليست كشورهايي كه هيچ شانسي براي توسعه ندارند، قرار نگرفت. برنامه ريزي اقتصادي، درفرآيند جهاني شدن اقتصاد، الزاماً يك امر داخلي نيست (همايش چشم اندازهاي توسعه ايران ـ گزارش مركز تحقيقات استراتژيك) و هر فعاليتي براي برنامه ريزي و توسعه اقتصادي در سطح واحدهاي ملي در تعامل با ساير نظامهاي بين المللي و منطقه اي معنا و مفهوم پيدامي كند.
صحبتي در مورد دره تنسي
به دنبال تمايل براى كنترل يكى از اين رودخانه ها، يعنى تنسى، بزرگترين و شايد موفقيت آميز ترين نقشه توسعه محلى در تاريخ آمريكا به اجرا درآمده است. در سال هاى دهه ۱۹۳۰ پايه هاى طرحى ريخته شد كه بر مبناى آن اين رودخانه مهار شده و از آن براى بهبود اقتصادى تمامى دره تنسى استفاده شود. در نتيجه سازمان دره تنسى (TVA) اجازه يافت كه دره تنسى را براى كشتى رانى توسعه دهد. امروزه يك كانال سه مترى قابل قايق رانى مخالف جريان رودخانه وجود دارد كه تا ناكسويل تنسى ادامه دارد.
بيشتر فعاليت هاى ديگر سازمان دره تنسى را مى توان گسترش منطقى تعهدات اوليه آن دانست. توسعه كشتى رانى شامل ساختن يا خريد يك سلسله سد براى تضمين ادامه جريان آب و كاهش خطر سيل بود. تا زمانى كه سد وجود داشت طبيعى بود كه تاسيسات توليد برق آبى نيز با آن باشد. امروزه بيشتر سدهاى موجود كه تعداد آنها بيش از۳۰ عدد است و توسط سازمان دره تنسى روى رودخانه هاى تنسى و كنتاكى ساخته شده اند داراى تاسيسات توليد برق آبى هستند. حدود ۸۰ % برق حاصله در تاسيسات سازمان دره تنسى از نيروگاههاى حرارتى تأمين مى شود، از جمله ۱۰ نيروگاه كه زغال سنگ مى سوزانند، و چند نيروگاه كه از انرژى هسته اى استفاده مى كنند. سازمان دره تنسى هر سال حدود ۵۰ ميليون تن زغال سنگ مصرف مى كند و بزرگترين مصرف كننده زغال سنگ آپالاش است.
برق ارزان قيمت چند صنعت را كه به شدت به نيروى برق وابسته هستند به دره تنسى جذب كرده است، از جمله يك كارخانه بزرگ تهيه آلومينيوم در جنوب ناكسويل. اولين تاسيسات تحقيقاتى هسته اى در اوك ريج در غرب ناكسويل به وجود آمد و يكى از دلايل آن دسترسى به مقادير زياد نيرو در آنجا بود. ناكسويل، چاتانوگا و شهرهاى سه گانه بريستول، جانسون سيتى و كينگز پورت همگى مراكز مهم صنعتى هستند. سازمان دره تنسى كه خود يك صنعت مصرف كننده نيروى برق در مقياس بالا است. همچنين يك توسعه دهنده و توليد كننده عمده كودهاى شيميايى است.
در بالاى سدها، سازمان دره تنسى يك برنامه بزرگ را به اجرا درآورده كه هدف آن كمك به كشاورزان دره براى كنترل فرسايش خاك در مزارع آنهاست. هدف اين برنامه نگهدارى قسمتى از آب ناشى از سيل در مزارع و كاهش ميزان گل و لاى حاصله در درياچه ها است.
علاوه بر خود آب، سازمان دره تنسى در طول قسمت هاى مختلف رودخانه ها، صاحب ۵۲۰،۰۰۰ هكتار زمين است. تفريحگاه هاى عمومى بزرگى در بعضى از اين زمين ها بوجود آمده و اين بخش اكنون يك تفرجگاه بسيار مهم محسوب مى شود.
در سال ۱۹۶۵ كنگره قانون توسعه مجدد آپالاش را تصويب كرد كه طبق آن كميسيون محلى آپالاش (ARC) تاسيس شد. اين كميسيون كه مسئول ناحيه اى است كه از نيويورك تا آلاباما ادامه دارد، طى برنامه اى چندين ميليارد دلار را خرج توسعه بهبود اقتصاد اين بخش از كشور كرده است. نيروى اصلى اين كميسيون صرف بهبود شاهراه هاى آپالاش مى شود بدان اميد كه اين اقدام از انزواى اين ناحيه كاسته و كارخانه داران را تشويق كند كه در آن مستقر شوند.
يك اقدام ديگر دولت، ايجاد سيستم كشتى رانى رودخانه آركانزاس است كه در سال هاى دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ به وجود آمد و در سال ۱۹۷۱ شروع به كار كرد. اين سازمان يك كانال سه مترى قابل قايقرانى ايجاد كرد كه از نقطه تلاقى رودخانه آركانزاس با رودخانه ميسى سى پى در كاتوسا، اوكلاهما در پائين رود تولسا آغاز مى شود. نتيجه، افزايش ترافيك كرجى ها و توليد نيروى هيدروالكتريك حاصله از سدهاى فراوانى است كه براى مهار جريان آب رودخانه ساخته شده است.
آينده منطقه چه خواهد شد؟ احتمال نمى رود كه آپالاش و اوزارك ها به قسمتى از قطب صنعتى آمريكا تبديل شوند و عده كمى هم در اين مناطق وجود دارند كه واقعأ چنين آرزويى داشته باشند. مع الوصف، يك احساس تغيير وجود دارد. قسمت هايى در ارتفاعات جنوبى جورجيا، كاروليناى شمالى و جنوبى و تنسى، شاهد شكوفايى بازار در ساختن خانه هاى تفريحى و خانه دوم بوده اند. براى افراد ثروتمند استراحتگاه هاى خوبى در كاروليناى شمالى، ويرجينيا، اوزارك ها و كوه هاى كاچيتا يافت مى شود. مهاجرت به بيرون از اين منطقه كم شده، گرچه كاملأ پايان نيافته است و فاصله بين درآمد سرانه اين مناطق و جاهاى ديگر ايالات متحده كم شده است. از نظر اقتصادى، شايد بدترين وضع، سپرى شده باشد.
دره تنسي بزرگترين پروژه توسعه و اشتغال در دنيا
* از طريق مكانيسم مالياتي سرمايه داران را جذب كردند زيرا ده سال اول از ماليات معاف بودند و بانكها از صنايع آنها حمايت مي كردند.
* نهادهاي مدني با كمك مردم ايجاد شد، نيازها را شناسايي و دولت بسترسازي كرد و در نهايت تحويل NGOداد.
|
|
باتوجه به روند ادامه بحث (زمان، توسعه، ثروت) به شرح بخش اقتصادي اين طرح مي پردازيم.
طرح عمراني دره تنسي اولين طرح توسعه منطقه اي در دنياي جديد بود كه به موازات رودخانه مي.سي.سي.پي است و از شمال تا جنوب كشور بين ايالات مركزي امتداد يافته است. مساحت آن چندين برابر خاك اروپاي غربي است و با جمعيتي حدود ۷۰ميليون در ابتداي طرح، تحت پوشش قرار مي گرفت و يكي از مناطق صنعتي و بازرگاني بزرگ دنياي امروز محسوب مي شود. اين منطقه طرحهاي عظيم سدسازي، توليد برق، ساخت شهرهاي جديد، احداث صنايع مانند ناسا و توسعه كشاورزي را به گونه اي كه دو درصد جمعيت سه برابر نياز كشور را توليد كند، تحت پوشش خود داشت. اين طرح خلاف روحيه جامعه آمريكا بود اما تنها به خاطر شخصيت روزولت در كنگره تصويب شد و به عنوان تجربه اي موفق و منفرد باقي ماند. از جمله موارد مطرح در اين پروژه دو طرح مطالعاتي بلندمدت و كوتاه مدت عملياتي بود؛
.۱ در بلندمدت مقرر شد صنايع وابسته به آب و صنايع مورد نياز كشاورزي در فاز اول باشد. اين حركت سبب شد با ابتكار مردم، دفاتر بازرگاني، صادرات و واردات، كشت محصولات پرسودي كه براي اولين بار در اين كشور كشت شد و مبادلات بازرگاني در طول زمان توسعه يافت همچنين شهرهايي پويا با جمعيت متوسط منطقه را دربر گرفت.
.۲ در قالب برنامه استراتژيك چندين برنامه عملياتي تهيه شد:الف) اجتماعي ـ اين منطقه را بتوانند در حد مطلوب آماده كرده تا نيروي انساني جهت فعاليتهاي فني و حرفه اي آموزش لازم ببينند و نيازهاي بهداشتي و درماني جمعيتي پيش بيني شود. توان بخشي اجتماعي به شكلي پياده شد تا اقشار مهاجر سياه، سرخ و سفيد آسيايي آمادگي شركت در اين برنامه عملياتي را پيدا كنند. مردم بومي شامل سرخ پوستان، كارگران سياهپوست و سفيدپوستاني كه فعاليتهاي دليجاني داشتند، منطقه اي را اشغال كرده بودند، لذا تدوين مقررات براي اين جمعيت متفاوت از ابتكارات طرح بود.
ب) برنامه هاي زيربنايي شامل احداث راه، مخابرات، سدسازي و توسعه صنايع مرتبط با امكانات معدني موجود بود. اين صنايع شامل صنايع غذايي، تبديل محصولات كشاورزي، فلزي و الكترونيك و در نهايت صنايع استراتژيك فضايي و ماهواره اي است كه امروزه بزرگترين قطب صنعتي جهان را تشكيل مي دهد. ساختار تشكيلاتي در روند اجراي طرح چندين بار تغيير كرد اما در ماهيت طرح تغييري ايجاد نشد. ابتدا مهندسين مشاور به سرپرستي ليليان تال طرح را تهيه كردند. (لازم به ذكر است اين شركت در ساير نقاط دنيا هم طرح هاي توسعه ارائه داده است از جمله طرح توسعه جلگه خوزستان در برنامه دوم توسعه ايران). الگوي ليليان تال به دليل حمايت اقتصادي و قدرت دولت در انتقال توليدات به دنياي خارج همچنين جذب سرمايه هاي خارجي توسط بانكهاي احداثي در طرح تنسي به توفيق رسيد و الگوبرداري آن در ايتاليا با تغييراتي كه متناسب با شرايط آن كشور بود سبب حذف مافيا از منطقه جنوبي ايتاليا شد و محبوبيتي اروپايي پيدا كرد. ويژگي هاي طرح دره تنسي و ايتاليا عبارتند از:
.۱ توجه اختصاصي پروژه به مسائل اقتصادي و اجتماعي با هماهنگي سياسي بر حسب تقدم و تأخر تربيت نيروي انساني، زيرا زماني صنايع احداث شد كه نيروي فني آماده كار و بانكها جهت گردش سرمايه تأسيس شده بودند.
.۲ سرمايه گذاري بر روي خدمات زيربنايي مثل جاده، راه آهن، مسكن و شهرسازي بطور كامل در طرح ديده شده بود.
.۳ از طريق مكانيسم مالياتي سرمايه داران را جذب كردند زيرا ده سال اول از ماليات معاف بودند و بانكها از صنايع آنها حمايت مي كردند. سرمايه داران مخترعين را به كار گرفتند و آنها با ساخت ماشين آلات، كارخانه ها را راه اندازي كردند و به اين طريق نيروي انساني جذب شد.
.۴ شركتهاي مختلف با تشكيل اتحاديه در نواحي مختلف سرمايه گذاري كردند و ادغام آنها به ايجاد شركتهاي بين المللي منجر شد.
.۵ دولت تسهيلاتي را فراهم كرد تا مصرف توليدات در داخل و صادرات به خارج افزايش يابد. البته بالابردن استاندارد كار بانظارت دولت همواره مورد نظر بوده است و سرانجام بعد از ۲۵ سال شرايطي پيدا شده كه سرمايه داران جديد و قديم دراين مناطق تجمع كرده و موجب رشد اقتصادي منطقه شده اند.
.۶ مطالعات اجتماعي پيرامون چگونگي تغيير فرهنگ و باور مردم براي توسعه يافتن كادر، در فرايند سريع توسعه با همكاري آموزش و پرورش بويژه آموزش كودكان صورت گرفت.
.۷ نهادهاي مدني با كمك مردم ايجاد شد، نيازها را شناسايي و دولت بسترسازي كرد و در نهايت تحويل NGOداد.
.۸ سرمايه هاي كوچك ملي و محلي را جمع آوري و جهت توسعه از طريق بانكها وارد چرخه توليد شدند.
.۹ پروژه هاي اوليه كوچك و با دو منظور احداث شدند: اول اشتغال، دوم زمينه سازي براي صنايع بزرگ آينده.
.۱۰ دولت با سرمايه گذاري در خدمات زيربنايي راه، ارتباطات، بانك، اسكله، انبار و مؤسسات بازرگاني در چارچوب برنامه عمران ايجاد كرد.
كارشناسان اين طرح براي بلوچستان ايران نيز طرحي پيشنهاد كردند اما عدم جذب سرمايه در منطقه و عدم گرايش به آموزش فني از نواقص طرح بود، هرچند كه طرح توسعه توانست منطقه جنوب ايتاليا را تبديل به قطب صنعتي كند اما كپي آن در كشور آلمان موفق تر بود. كارشناسان معتقدند، دلايل شكست الگوبرداري در ساير نقاط دنيا نوع نگاه سيستم به آموزش كودكان و نوجوانان است و ديگري توانمندسازي مردم به عدم اتكا به دولت و خانواده چرا كه جامعه وابسته را معلول مي نامند و تنها دولت بايد بسترسازي كند. همچنين هر طرح بايد بامشاركت ذينفع ها برنامه ريزي شود در غير اينصورت تضاد منافع منجر به نابودي طرح مي شود.
اين سايت براي اطلاع رساني و دريافت نظرات كليه افراد حقيقي و حقوقي مرتبط با صنعت شكر و صنايع جانبي بويژه مديران و كارشناسان توسعه نيشكر و صنايع جانبي طراحي شده است.